خلاصه ی قسمت اول سریال باغ مخفی

خب اول سریال یه باغ خیلی قشنگو نشون میده که یه پسر پول دار به اسم (کیم جو وون) همون هیون بین توش زندگی میکنه که صاحب یکی از بزرگ ترینو مشهور ترین فروشگاه های کره ست جوو وون 34 سالشه و به اصرار مامانش میخواد بره یه دختری رو که مادرش اتخاب کرده به اسم یون سول که پول دار و خوشگله رو ببینه وبه تازگی مدرک کار گردانیشو گرفته ملاقاتشون تو یه گالری هنریه جو وون میره سمت یون سول سلام میکنه و میرن یه جا میشینن که با هم حرف بزنن که یون سول میگه من به این جور ازدواج ها علاقه ای ندارم من باید عاشق بشم که هیون بین که اصلا به عشق اعتقادی نداره و کلی مغرور و تنبله ازش خدافظی میکنه و میره سول که از دستش کلی عصبانی بودو میخواست یه جوری حالشو بگیره با دوستش قرار میزاره تا تو کافی شاپ فروشگاه جو وون همو ببینن همینطور که با دوستش نشسته بود و داشت جریان ملاقاتش با جو وونو تعریف میکرد یهو یکی از دوستای کارمندای فروشگاه که اسمش راایمه و کلی هم خوشگله میاد تو کافی شاپ چون لباساش مناسب نبود یون سوله پررو میره و اسم کارمندی که راایم و راه داده بود میگیره و بهش میگه حتما به رئئست گزارش میدم راایم که دوست نداشت دوستش به خاطر اون دچاره مشکل بشه میره دنبال یون سولو دوستش که یهو کیف دوست سولو میزنن راایم با دوچرخه که کلی هم تو دچرخه سواری ماهر بود میره دنبال دزده (میزنه دزدرو لت و پار میکنه) بعدش بر میگرده و کیفو به سول که کلی ضایع شده بود میده و اسم دوستشو ازش میگیره .

راایم مادرشو تو بچگی و پدرشو که اتش نشان بود تو 16 سالگی توی یه حادثه(پدرش تو یه ماموریت جون خودشو بخاطره یکی دیگه از دست میدهو راایم کلی تنها میشه از اون موقع به بعد پیش دوستش تو یه خونه ی کوچیک فقیرانه زندگی میکنه همون دوستش که تو فروشگاه جو وون کار میکنه)حالا راایم یه بدلکاره و به همراه گروهشون و گارگرداانه بدل کارشون که به راایم علاقه داره میرن سره فیلم برداری که حین تمرین راایم با بازیگر اصلی تعادلشو از دست میده و با هنر پیشه میوفته روی یه میله که کلی شمشیر بهش اویزون بود ناخن بازیگره زخم میشه همه میرن سمتش و راایمو سر زنش میکنن بدون توجه به این که بازوی راایم به شدت زخمی شده یه دفه کارگردان میاد و وقتیی میبینه راایم زخمی شده و کسی به اون توجه نمیکنن میگه بدل کارا کارو متوقف کنن راایم میره دنبال کارگردان تا اونو بر گردونه تو همین حین...

اسکا که یه خوانندس و 36 سالشه(پسر عموی جو وون)یه دختر بازه به معنای واقعیییییییه با همون بازیگری که راایم بدلشه(پارک چی رین) دوست بوده و اونو ول کرده بود پارک چی رینم اسکا رو تهدید کرد که تو مصاحبه ی امروزش عکسا ی خودشو اسکا رو به همه نشون بده اسکا هم که سر ضبط اهنگش بوده به جو وون زنگ میزنه تا بره و چیرینو واسه یه ساعت ببره هتلو سرشو گرم کنه تا اسکا بیادو به یه نحوی عکسا رو از اون بگیره جو وونم که عاشق پوله بجاش از اسکا میخواد که بهش پول بده اسکا هم قبول میکنه(البته نا گفته نمونه که جو وون قبل اینکه اسکا بهش زنگ بزنه داشت با روانشناسش حرف میزد اخه ترس از فضای بسته داره مثلا سواره اسانسور که میشه نفسش میگیره و امکان داره بمیره).جو وون میره دنبال پارک چی رین سره صحنه که راایمو با اون اشتباه میگیره راایمم که اسکا رو میشناخته و چند ساله پیش تو یه هتل تو یه فیلم که توش بدل کار بوده با اون اشنا شده و اسکا یکی از خواننده های مورده علاقشه که کلی هم دوسش داره با جو وون میره که تو هتل متوجه میشن که اشتباه کردن راایم به جو وون کمک میکنه و اونو تو لحظه ی 90 که چی رین داشت همه چیو لو میداد میرسونه جو وونم میره و چون خیلی خوشتیپو خوشگله کارتشو به چی رین میده و ازش میخواد تا به خبر نگارا حرفی نزنه .جو وون که دیگه خیالش از چی رین راحت شد داشت میرفت که راایمو دید که حالش خوب نیست و داره کلی خون از دستش میره میره سمت راایم و بهش میگه می خوای ببرمت بیمارستان که راایم میگه نه که جو وون نمیتونه تحمل کنه و اونو میبره بیمارستانی که روانشناسش توش بود بعد از اینکه زخم راایمو بستن گوشیش زنگ میخوره جو وون گوشیو بر میداره که کارگردان راایم میگه شما ؟جو وونم که فک کنم از راایم خوشش اومده یکم با کارگردان جر و بحث میکنه که یهو روانشناسه جو وون که واسه کمک اونجا بوده گوشیو میگیره و به کارگردان میگه بیاد کدوم بیمارستان کارگردان میاد اونجا تو همین حین راایمم بهوش میاد کار گردان دسته راایو میگیره که ببره که جو وون مانع میشه و میگه من خودم میبرمش اما راایم با کارگردان میره جو وون که کلی نا امید و ناراحت بود داشت با ماشینش میرفت که دید راایم خودش داره تنها و پیاده میره پیاده میشه بهش میگه بزار من ببرمت اما راایم میگه نه که یه دفعه ماشین اسکا از راه میرسه از اونجایی که راایم خوشکله میره طرف اون تا مخشو بزنه و در مورده چی رین باهاش حرف بزنه در عین حال راایمم از اینکه اسکا رو میدید خوشحال بود بعد اسکا شروع میکنه از راایم تعریف کردن راایمم کلی خوشحال میشه و جو وون محو تماشای راایم میمونه و....

همیجا قسمت اول تموم میشه منتظر قسمت دوم باشید نظر یادتون نره

پایان


موضوعات مرتبط: خلاصه ی قسمت اول سریال باغ مخفی

تاريخ : شنبه یکم مهر 1391 | 17:23 | نویسنده : تکتا&کیمیا |
.: Weblog Themes By VatanSkin :.