دانلود آهنگ قسمت اول (WiLL YoU KisS Me)

اول یه سری اطلاعات درباره ی سریال و بازیگرا:

شخصیت ها :

Oh Ha-Ni

نقش اصلی یه دختر نسبتا معمولیه به اسم " اوه هانی " با بازی " Jung So-min" , که سال آخر دبیرستانه. ( که تو پایین ترین سطح مدرسه س از لحاظ درسی )

اون وقتی بچه بوده مادرشو از دست داده و با پدرش ( کی دانگ ) که خیلی دوستش داره زندگی میکنه و رابطه ی خیلی گرم و صمیمی با هم دارن . پدرش صاحب یه رستوران نودل فروشیه.

" دوکو مین آه " ( با بازی Yoon Seung-ah) و " جونگ جو ری " با بازی ( (Hong Yoon-hwa دوستای صمیمیه هانی هستن که وقتی باهمن خیلی شلوغن ولی هر سه تاشون مهربون و به هم وفادارن.

Baek Seung-Jo

"بک سونگ جو " ( با بازیه Kim Hyun-joong ) طرف مقابل هانی هستش که دقیقا نقطه مقابل هانیِ.

از لحاظ درسی تو بالا ترین سطح مدرسه س, تنها دانش آموز خوبِ مدرسه نیست ولی یه دانش آموزه عالیه و تو تمام امتحانات اخیر تونسته نمره ی کاملو به دست بیاره!

ولی با وجود صفات خوبش آدم مغرور و خودپسندیه و همه رو از خودش پایین تر میبینه. ( کلا کسیو آدم حساب نمیکنه)

Bong Joon-Gi

" بونگ جونگی" ( با بازی (Lee Tae-sung یه پسره اهل بوسانه که با دوستاش یه گروه چهار نفره ی راک به اسم Bong Joon Gu 's Boy درست کردن.

جونگی به هانی علاقه داره و همش سعی میکنه توجه هانی رو جلب کنه. اما هانی نمیخواد بیخیال سونگ جو بشه و زیاد به جونگی توجه نمیکنه.

Hong Jang-Min

هونگ جانگ می ( با بازی Jang Ah-young) یکی از دانش آموزای دبیرستانه که از هانی کوچیکتره و به سونگ جوام علاقه داره.

البته مادرشم با مادر سونگ جو دوسته , به خاطر همینم همش سوءاستفاده میکنه و دور و بر سونگ جو میچرخه.


خب حالا قسمت اول از اینجا شروع میشه:::

اول فیلم با یه صحنه ی خیالی شروع میشه.

توی یه جنگل سحرآمیز

 

یه پسر جوون خوش قیافه که سرتاپا سفید پوشیده میاد بالا سر یه دختر که خوابیده. به آرومی بوسش میکنه و ازش دور میشه. وقتی دختره بیدار میشه یه اسب سفید میبینه و اون اسب رو دنبال میکنه و وارد یه جنگل دیگه میشه. بعد دختره میبینه که اون اسب تبدیل به پسر رویاهاش میشه.

 

 

پسره بهش نزدیک میشه و به طرف صورتش خم میشه. دختره ام لباشو آماده ی بوسه میکنه .... که یهو اوه هانی از خواب میپره!!!!

بعد میره مدرسه و تو مدرسه معلمشون هانی و مین آه و جوری رو به خاطر تنبلیشون دعوا میکنه!

تو ساعت استراحت اون سه تا مشغول صحبت بودن که هونگ جانگ مین میاد که نوشابه بگیره. ولی پولش تو دستگاه گیر میکنه. هانی ام یهو میاد و با لگد می کوبه به دستگاه و نوشابه میاد.

 

بعدش هانی رفت پیش دوستاش و خوابشو براشون تعریف کرد. 

بعد از اون طرف سونگ جو با غرور و بدون اینکه به دخترای اطرافش توجه کنه می رفت طرف دستگاه. هانی با دیدن سونگ جو خشکش زد و ضربان قلبش شدید شد. ولی جانگ می با خونسردی نوشابه شو به سونگ جو تعارف کرد ( یه جور که انگار دوستای صمیمی ان).

ولی سونگ جو بهش توجه نکرد. این دفعه سکه ی سونگ جو تو دستگاه گیر میکنه و جانگ می ام هانی رو صدا میکنه که بیاد بازم اون کارو بکنه. ( کلا دوست داره هانی رو خراب کنه )

هانی با خجالت به طرفش رفت و یه ضربه به دستگاه زد. بعدش سعی کرد که اصلا به سونگ جو نگاه نکنه و عکس العملشو نبینه. ( میدونست با دیدنش فقط خودشو ناراحت میکنه! )

جوری میخواست به دوستش کمک کنه, به خاطر همین وقتی سونگ جو داشت میرفت بلند اسم هانی رو صدا کرد. طوری که سونگ جو بشنوه. سونگ جوام شنید و برگشت طرفشون و فقط سکه شو برداشت.

دوستای هانی بهش اصرار میکردن که باید احساسشو به سونگ جو بگه , چون سال تحصیلی ام به زودی تموم میشه و فرصتش تموم میشه. اونا حدس میزدن که سونگ جو به خاطر اینکه هانی رو نمیشناسه احساسشو بهش نمیگه!!! ( حتما!!!)

بعدش سه تایی درباره ی هانی و سونگ جو خیال بافی میکنن و میخندن. که دوباره هانی میره تو رویا!!! ( مثّه خودمه !! ولی من اینطوری فکر نمیکنم )

 

توی رویاش با سونگ جو درحال رقصیدنه. موقع رقص, سونگ جو بلندش میکنه و یهو به یه طرف پرتش میکنه. ( بیچاره تو خیالشم نمیتونه با سونگ جو باشه )

 

صحنه ی بعدی تو کلاس طراحیه. جون گو مثل مدلا وایساده وسط کلاس تا هانی بکِشتش.

قطره های عرق از پیشونیش میریخت. دیگه نمیتونست وایسه , ولی تحمل میکرد تا هانی بهش نگاه کنه.

 

هانی همش تو فکر سونگ جو و رقصیدن بود. آخر کلاس وقتی جون گو رفت ببینه هانی چطوری کشیدتش با تعجب دید که هانی بدن اونو کشیده بود با صورت سونگ جو!!!!

هانی همش تو فکر این بود که چطور احساسشو به سونگ جو بگه. پدرشم که اونو تو این وضع میبینه میفهمه که پای یه پسر درمیونه. به خاطر همین مثل یه دوست میره و درباره ی خودشو مادر هانی بهش میگه و اینکه چطوری علاقشو به اون نشون داده.

هانی بازم میره تو رویا!!! ( فکر کنم آخر سریال اینه که دختره از خواب بیدار میشه!!!!!!!!!!! )

بگذریم

توی رویاش هانی و دوستاش سونگ جو رو دوره میکنن و هانی بهش میگه خودت باید انتخاب کنی. یا با من دوست میشی یا میمیری.

حتی توی رویاشم نمیبینه که با اون باشه! سونگ جو تابوت رو انتخاب میکنه!!!!!!!

 

ولی پدرش پشنهاد بهتری داد و بهش گفت یه نامه ی عاشقونه براش بنویسه و بهش بده. هانی ام تصمیمشو گرفت و یه نامه تو قفسه ی کتابای سونگ جو گذاشت و با اضطراب منتظر جواب موند.

سونگ جو با یه نامه رفت قسمت غذا خوری. دوستای هانی با دیدن سونگ جو تابلو بازی درآوردن که سونگ جو , هانی رو ببینه.

 

سونگ جو گفت تو اوه هانی هستی؟ بعد رفت طرفشو نامه رو داد بهش.

بقیه ی دانش آموزا با دیدن اون صحنه دورشون جمع شدن. هانی خیلی خوشحال شده بود ولی جرأت نداشت توشو بخونه. وقتی شروع به خوندن نامه کرد یهو لبخندش محو شد و ناراحت شد.

 

جانگ می هم نامه رو از دستش گرفت و بهش نگاه کرد. بعد با صدای بلند گفت: این جواب نامه نیست!!! بهش نمره داده!!!!! ( خیلی عوضیه دختره)

نامه با یه خودکار قرمز تصحیح شده بود و سونگ جو بهش D- داده بود!!!!

بعدش جانگ می شروع به خوندن نامه کرد.

هانی بدجور تحقیر شده بود. با این حال سونگ جو که با خونسردی اونجا وایساده بود بهش گفت: من از دخترای کندذهن متنفرم!!!

جون گو وقتی رسید فهمید قضیه چیه. رفت طرف سونگ جو و بهش گفت که باید از هانی عذرخواهی کنه! که باعث پوزخند سونگ جو شد. جون گو تو جواب پوزخندش گفت : فقط غلط هاشو دیدی؟ اصلا نامشو خوندی؟ احساسشو فهمیدی؟

بعد خواست باهم دعوا کنن ولی سونگجو هیچ عکس العملی از خودش نشون نداد و فقط نگاش کرد!

 

که مدیر مدرسه اومد و از اونجایی که سونگ جو دانش آموزه نمونه س به اون چیزی نگفت!

بعدش سونگ جو با دستش بُرد رو نشون داد که نمره هارو روش زده بودن. هانی و دوستاش پایین ترین نمره رو داشتن! سونگ جو این دفعه با دستش به لیست پنجاه دانش آموز ممتاز اشاره کرد که اشم خودش توش بود. یه جورایی هانی رو به خاطر انتخاب اشتباهش مسخره کرد و بهش فهموند که داره وقتشو تلف میکنه.

 

هانی با ناامیدی شروع به دویدن دور حیاط مدرسه کرد!!! ( چون بهش گفته بودن همه چیزش بده هم درسشو هم چاقه و زشته!!! )

دوستاش میخواستن متوقفش کنن ولی اون ادامه میداد.

از اون به بعد همه به خاطر کارش مسخرش میکردن و اون باید تحمل میکرد!!

 

هانی و پدرش به خونه ی جدیدشون اسباب کشی کردن. موقع باز کردن وسایلشون پدرش از افسرگی هانی فهمید که اون قضیه خوب پیش نرفته و به خاطر همین میخواست سرحالش بیاره. موقع باز کردن وسایلشون پدرش یه لوح که مال بچگی های هانی بود پیدا کرد. یه لوح که روش دستای پدرو مادرش و همین طور یه دست و یه پای بچه روش بود! ( البته دوستای هانی هم برای دیدن خونه ی اونا رفته بودن)

 

بعد رفتن غذایی رو که پدر هانی آماده کرده بود رو بخورن. پدر هانی آه کشید ناراحتیشو از اینکه هانی نمیتونه کارشو ادامه بده نشون داد. جون گو هم به پدرش گفت که از هردوشون مراقبت میکنه. ( منظورش هانی و کار پدرش بود )

که همه بهش خندیدنو مسخرش کردن. جون گو ام الکی گریه کرد و سرشو کوبید به دیوار و یهو خونه شروع به لرزیدن کرد!!!!

 

ولی سر جون گو باعث خرابی نشده بود! زلزله بود که اون محلو لرزونده بود. ولی برخلاف بقیه ی خونه ها که سالم مونده بودن خونه ی اونا به طرز عجیبی خراب شده بود!

این یه دلیل دیگه بود که هانی تو مدرسه مورد توجه قرار بگیره. توجهی که اصلا دوستش نداشت. ( معلومه که دوست نداشت! من بودم هیونو خفه میکردم!! )

صبح روز بعد وقتی با دوستاش وارد مدرسه شد متوجه شد یه خانمه داره اونو دید میزنه و یواشکی ازش عکس میگیره. دانش آموزاام با دیدنش درگوش هم حرف میزدن!

چند لحظه بعد دلیل پچ پچ بقیه رو فهمید! جون گو یه میکروفون و یه جعبه گرفته بود دستش که برای یه دانش آموز نیازمند کمک جمع کنن!

هانی ام با دیدن این صحنه خجالت کشید و سعی کرد خودشو قایم کنه. ولی جون گو آوردش وسط!! ( خیلی حرص میده!!!! )

 

همون موقع سونگ جو رسید. هانی خواست بهش توجه نکنه ولی جون گو رفت طرفشو بهش گفت که اون باعث مشکلات هانی شده!

سونگ جو هم گفت دلیلش من نبودم. زلزله بود!

جون گی هم با عصبانیت گفت تو به خاطر زلزله ی قلبش مجرمی! ( همون شکسته شدن قلبش) و اذیتش کردی!

سونگ جو کیف پولشو درآورد و بیست هزار وُن ( حدود 15 دلار ) درآورد که هانی نتونست تحمل کنه و بهش گفت پولشو برای خودش نگه داره و بعدش گفت حتی اگر گدا هم باشه از اون کمک نمیگیره!!!

هانی : فکر میکنی کی هستی که اینطوری از بالا به مردم نگاه میکنی؟ شرط میبندم از نظر تو تمام بچه های اینجا احمقن, آره؟ تو فکر میکنی میتونی مارو مسخره کنی. خیلی آدم بزرگی هستی؟ خیلی باهوشی؟ بهترین دانش آموزی؟ صورت خوشگلی داری و قدت بلنده!!

هانی فرصتو از دست نداد و خواست تلافی کنه! و بهش گفت که اونم میتونه درس بخونه.

سونگ جو هم ازش خواست که ثابت کنه!

قرار شد هانی تو امتحان بعدی نمره ی خوبی کسب کنه. سونگ جو هم که مطمئن بود هانی موفق نمیشه , بهش گفت اگر موفق بشی حاظرم یه دور دور حیاط مدرسه تورو رو کولم سوار کنم!!!! ( آخرش که مجبور میشه ! )

هانی ام از اینکه میتونه پشت سونگ جو سوار بشه خوشحال میشه!!!

به خاطر اخبار زمین لرزه دوست صمیمی پدر هانی اونو پیدا پیدا میکنه و ازش میخواد تا وقتی خونش درست میشه تو خونه ی اونها بمونن. رابطه ی پدر هانی و دوستش از زمانی که به سئول اومده بودن قطع شده بود.

سو چانگ یا همون سوجانگ دوست پدر هانی بود و اسم همسرش گیوم هی. اونا که خیلی مهربون بودم به گرمی از هانی استقبال کردن.

وقتی سوجانگ گفت هانی از نزدیک خوشگل تره , هانی فهمید اون زنی که ازش عکس میگرفته گیوم هی بوده!!!

بعد گیوم هی از پسرش میخواد بره به هانی که درحال جمع کردن وسایلش بود کمک کنه. وقتی پسره میره طرف ماشین هردوشون تازه میفهمن اونی که قراره برای مدتها باهاش زنگی کننن کیه!!!

پایان!!!



موضوعات مرتبط: خلاصه ی قسمت اول سریال بوسه ی بازیگوش ، عکس ها ی سریال پسران برتر از گل ، عکس ها ی سریال متشکرم ، عکس ها ی سریال پاستا

تاريخ : سه شنبه دوم آذر 1389 | 20:56 | نویسنده : تکتا&کیمیا |
.: Weblog Themes By VatanSkin :.